تحلیلگر کسب و کار (Business Analyst) نقشی است كه داراي مهارت هاي قوي در كسب و كار و درک مناسب و خوب در حوزه كسب و كار بوده و به طور معمول متخصص در صنعت و بازار كار می باشد.
توجه بفرمایید که بهتریان راه برای بهینه سازی فرایند فروش و بازاریابی استفاده از پلتفرم crm است.
نقش كليدي اين تحليلگر، تحليل فرآيندهاي كسب وکار، رويهها، ساختار سازماني، تحلیل سازمان و مدیریت نیازمندیها است. درمجموع براي اين نقش عناوين شغلي از قبيل مشاور كسب و کار، مشاور مديريت بكار برده ميشود.
ولي توجه به اين نكته ضروري است كه تحليلگر كسب و كار خود اصطلاحي است كه براي بسياري از نقشها در حوزه تحليل كسب و كار بكار برده شده و نتیجتاً ” میتواند باعث سردرگمي و تفسير غلط گردد. نقش های که به طور معمول تحت عنوان تحلیلگر کسب و کار در دنیای حرفه ای فعالیت می نمایند عبارت اند از:
نقش تحليلگر فرآيند كسب و كار (Business Process Analyst) بيشتر تخصصي است كه نقش تحليلگر كسب و كار آن را ایفا کرده و اين متخصص، كسي است كه به طور معمول با مديريت فرآيند كسب و كار (Business Process Management) به همراه Service Oriented Architecture در مدل سازی جريانهاي كاري درون كسب و كار سروکار دارد.
تحليلگر فرآيند كسب و كار يك مدلساز فرآيندهاي كسب و كار است. اين شخص از نرمافزارهاي مناسب جهت مدل سازی فرآيندهاي كسب و كار استفاده ميكند كه ميتوانند مدل كشيده شده را تحليل،
شبیه سازی و حتي به طور مستقيم اجرا نمايند. همچنین تحليلگران فرآيند كسب و كار به مديران كسب و كار سازمان در تصميمگيريهای لازم سازمانی، از طریق ايجاد و شبيهسازي سناريوهاي “What-if” كمك ميكنند.
عناوين ديگري كه به طوری معمول براي اين نقش بكار ميروند را میتوان شامل مهندس فرآيند كسب و كار، مهندس جريان كاري، مدلساز فرآيند كسب و كار و تحلیلگر كسب و كار (در شکل عمومي آن) دانست.
معمار كسب و كار (Business Architect) در بسياري از پروژهها مسئول چارچوب كامل موجود در كسب و كار ميباشد كه بايد تمامي جوانب مهم كسب و کار را شناسايي و مستندسازي نمايد كه اين كار دربرگيرنده تمامي اجزايي است كه در مدل سازی كسب و كار نیز مورداستفاده قرار خواهد گرفت.
اين نقش نيازمند دارا بودن مهارتهاي ارتباطي و دانش مناسب در حوزه كسب و كار بوده و باید داراي ارتباط نزديكي با تحليلگر فرآيند كسب و كار باشد. برای همین در خیلی از مواقع بهتر است تا يك نفر اين دو نقش را ايفا نمايد.
تحليلگر داده (Data Analyst)، متخصصي است كه تمركزش بر تحليل و ريشهيابي مشكلاتي است كه در ارتباط با داده، نوع داده و روابط ميان دادههاي موجود در حوزه كسب و کار يا سيستمهاي فناوري اطلاعات ميباشند.
به طور معمول این نقش درگير موارد زير است:
مستندسازي نوع و ساختار دادههاي كسب و کار (Logical Modeling)
تحليل و داده کاوی كسب و كار باهدف شناسايي الگوها و همكاريهاي ميان طيف وسيعي از اطلاعات نگاشت و رديابي دادهها از سيستمی به سيستم دیگر باهدف حل مشكلات موجود در حوزه كسب و كار و سيستمهای موجود در آن طراحي وساخت گزارش ها اطلاعاتي و ابزار گزارشگيري باهدف كمك به مديران ارشد و اجرايي درگرفتن تصميمات مهم و كليدي اجراي تحليل آماري بر روی دادههاي كسب و كار جمعآوري شده عناوين ديگري كه به طوری معمول براي اين نقش بكار ميروند را میتوان شامل مدل سازی داده، تحليلگر هوشمند كسب و كار، تحليلگر انباره ی داده، تحليلگر سيستم و تحليلگر كسب و كار (در شکل عمومي آن) دانست.
نقش تحليلگر سيستم كسب و كار اساساً براي متخصص تحليلي است كه مسئوليتش با جمعآوري نیازمندی ها شروع و با ارائه راه حل و مشخصههاي فني برای آن خاتمه مييابد.
در اصل نقش تحليلگر سيستم كسب و كار ترکیب IT Business Analyst و System Analyst بوده و باید دارای جزئیات و دانش مناسب در بخش حوزه كسب و كار و همچنین توانمنديهاي مناسب و گسترده در تحليل و ارائه راه حلهاي سيستمي باشد.
عناوين ديگري كه به طوری معمول براي اين نقش بكار ميروند را میتوان شامل مهندس نیازمندی ها، تحليلگر كسب و كار IT، تحليلگر سيستم و تحليلگر كسب و كار (در شکل عمومي آن) دانست.
تحليلگر كسب و كار فناوري اطلاعات متخصصي است كه به طور عموم با استخراج و تحليل نیازمندی ها و حل ریشه ای مشكلات از طريق به کارگیری راهحلهاي فناوري اطلاعات ارتباط دارد. اين نقش همانند پلي است که ميان كسب و كار و فناوري اطلاعات عمل ميكند.
تحليلگران در اين نقش به طور عملي كارشان را هنگامی که يك پروژه فناوری اطلاعات شروع ميشود آغاز کرده و نیازمندی ها را از طريق ذينفعان کلیدی استخراج نموده، تحليل و مستندسازي کرده كه اين كار در دستاورد سند نیازمندیهای کسب و کار (Business Requirements Document) صورت ميگيرد و در ادامه اقدام به تهيه مشخصات عملياتي سيستم مينمايند. در اين نقش تحليلگر ممكن است با تيم پیاده سازی و تضمين كيفيت در جهت اجراي بهتر و موفقتر پروژه تعامل داشته باشد.
عناوين ديگري كه به طوری معمول براي اين نقش بكار ميروند را میتوان شامل مهندس نيازمندي، تحليلگر نيازمندي، مشاوره نرم افزار، تحليلگر نرم افزار و تحليلگر كسب و كار (در شکل عمومي آن) دانست.
مهندس نیازمندی ها (Requirement Engineer) اصطلاحي است كه اغلب توسط بسياري از مردم به عنوان نقشي كه در دل IT Business Analyst بوده و فعاليتش محدود به جمعآوري نیازمندی ها و مستندسازي آن ها میباشد، به کاربرده ميشود. واقعيتي كه وجود دارد اين است كه هيچ استاندارد شفاف و مشخصي براي حوزه فعاليتهاي مهندس نیازمندی ها وجود ندارد.
از ديدگاه تجربه، اين اصطلاح اشاره به نقشي دارد كه بين تحليلگر كسب و كار در فناوري اطلاعات (IT Business Analyst) و تحليلگر سيستم (System Analyst) نشسته و با ذينفعان پروژه به ویژه كاربران نهايي در جهت استخراج، درك، تحليل و مستندسازي نيازمنديهای يك سيستم تعامل دارد تا نيازمنديهاي واقعي كسب و كار را که پاسخگويي به آن ها ميتواند باعث حل مشكل كسب و كار گردد را مشخص نمايد.
عناوين ديگري كه به طوری معمول براي اين نقش بكار ميروند را میتوان شامل تحليلگر نیازمندی ها، تحليلگر سيستم كسب و كار و تحليلگر كسب و كار (در شکل عمومي آن) دانست.
تحليلگر سيستم (System Analyst) يك تحلیلگر کسب و کار در فناوری اطلاعات (IT Business Analyst) است، كسي كه بيشتر تمركز او بر روي طراحي سيستم و جنبههاي فني راهحل ارائه شده براي نيازمنديهاي كسب و كار ميباشد.
نقش تحليلگر سيستم اساساً بر روی راه حلهاي سيستمي متمركز بوده (به طور معمول در فرآيند جمع آوری نیازمندی ها شركت ندارد) و در ايجاد مشخصههاي فني و عملياتي لازم در راهحل ارائه شده فعال ميباشد. اين متخصص هنگامی که نيازمندها به طور شفاف تعريف میشود، راهحلهاي عملياتي مناسب را ايجاد و با همكاري با بخش فني ( معماران، طراحان و پياده سازان) اقدام به ايجاد مشخصههاي فني لازم در راه حل ارائه شده براي نیازمندی ها می نماید.
عناوين ديگري كه به طوری معمول براي اين نقش بكار ميروند را میتوان شامل مهندس سيستم و تحليلگر كسب و كار (در شکل عمومي آن) دانست.
تحلیلگر مبتنی بر تجربه کاربری (User Experience Analyst)/قابلیت کاربرد (Usability Analyst) اشاره به گروه وسيعي از متخصصين دارد كه در طراحي واسط كاربري يا طراحي مبتني بر تجربه كاربري براي ايجاد برنامهها و وب سایتهاي نرم افزاري فعال ميباشند.
تحليلگرانی كه به طور ويژه در اين نقش فعال هستند با نيازمنديهاي موجود در حوزه قابليت كاربرد و طراحي مبتني بر تجربه كاربري موردنیاز در برنامههاي نرم افزاري سرو كار داشته و هنگامی که نیازمندی ها به خوبی توسط اين متخصصين درك و تعريف میگردند، اقدام به طراحي واسط نهایی كاربری، واسط اوليه كاربري يا شبيهسازي محيط نرمافزاری مينمايند تا علاوه بر اینکه واسط كاربري لازم را نمايش دهند، چگونگي تعامل كاربران نهايي باواسط كاربري را نيز مشخص سازند.
عناوين ديگري كه به طور معمول براي اين نقش بكار برده ميشوند را ميتوان شامل طراح واسط كاربري، طراح وب سایت، متخصص قابليت كارايي، متخصص طراحي مبتني بر تجربه كاربري، طراح تعاملات و تحليلگر كسب و كار (در شکل عمومي آن) دانست.